
شاخص کلیدی عملکرد اپلیکیشنها (KPI) در ۱۰ دقیقه!
راهاندازی یک اپلیکیشن نقطه شروع ماجراست! اگر میخواهید اپلیکیشن شما رشد کند، کاربران وفادار جذب کرده و درآمدزایی داشته باشد، باید بدانید چطور عملکرد آن را بسنجید و بهتر کنید. درست مثل یک پزشک که برای تشخیص سلامت بدن، علائم حیاتی را بررسی میکند، شما هم باید شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) اپلیکیشن خود را زیر نظر داشته باشید.
اما سوال اینجاست که کدام KPI اپلیکیشن برای شما مهمتر هستند؟ آیا باید روی افزایش تعداد نصبها تمرکز کنید یا تعامل کاربران را بالا ببرید؟ آیا میزان درآمد به ازای هر کاربر برایتان اولویت دارد یا نرخ بازگشت سرمایه؟ انتخاب KPIهای درست همان چیزی است که میتواند مسیر موفقیت اپلیکیشن شما را روشن کند.
در ادامه مهمترین KPIهای اپلیکیشن را برای ارزیابی اپلیکیشن موبایل بررسی میکنیم تا بتوانید با آگاهی بیشتر، استراتژیهای بهتری برای رشد اپ خود داشته باشید. پس اگر میخواهید اپلیکیشنتان را از یک برنامه ساده به یک محصول موفق و پردرآمد در بازار تبدیل کنید، لطفا تا انتهای این مطلب همراهمان باشید.
شاخص کلیدی عملکرد (KPI)؛ قطبنمایی برای موفقیت اپلیکیشن شما
اگر میخواهید یک اپلیکیشن موفق داشته باشید، نمیتوانید بدون برنامهریزی و اندازهگیری پیش بروید. درست مثل یک ناخدا که برای رسیدن به مقصد به قطبنما نیاز دارد، شما هم برای هدایت اپلیکیشن خود باید شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) را مشخص کنید. این معیارها به شما نشان میدهند که آیا در مسیر درستی حرکت میکنید یا نه. بدون KPI، تصمیمگیریهای شما بیشتر بر اساس حدس و گمان خواهد بود تا دادههای واقعی و این میتواند باعث اتلاف منابع و فرصتهای رشد شود.
چرا باید KPIهای اپلیکیشن را مشخص کنید؟
ساختن یک اپلیکیشن فقط به معنی توسعه و انتشار آن نیست. موفقیت زمانی اتفاق میافتد که کاربران آن را نصب کنند، استفاده از آن را ادامه دهند و در نهایت این تعامل به درآمدزایی منجر شود. اما چطور میتوانیم بفهمیم که اپلیکیشن ما واقعاً در مسیر درستی قرار دارد؟ اینجاست که KPIها وارد عمل میشوند.
فرض کنید شما یک اپلیکیشن آموزشی ساختهاید که هدف آن یادگیری زبان انگلیسی است. انتظار دارید که کاربران حداقل سه درس اول را بگذرانند. اما اگر دادهها نشان دهند که بسیاری از کاربران بعد از اولین درس اپلیکیشن را ترک میکنند، این نشانه یک مشکل است. شاید رابط کاربری جذاب نیست، شاید تمرینها بیشازحد سخت هستند، یا حتی شاید کاربران بهاندازهی کافی از مزایای ادامه مسیر آگاه نشدهاند. وقتی این اطلاعات را داشته باشید، میتوانید تغییراتی ایجاد کنید که کاربران را بیشتر درگیر کند. مثلاً یک سیستم پاداش اضافه کرده یا سطح دشواری را تنظیم کنید.
شاخصهای کلیدی عملکرد به شما کمک میکنند تا ارزیابی اپلیکیشن موبایل را به درستی انجام دهید و بفهمید که دقیقاً کجای مسیر باید تغییر کند. شاید فکر کنید که اپلیکیشن شما عالی کار میکند، اما بدون دادههای واقعی، هیچ قطعیتی در این مورد وجود ندارد. با بررسی دقیق شاخصها میتوانید بهجای تغییرات کورکورانه، بهصورت هدفمند مشکلات را برطرف کنید.
KPIها چطور به بهینهسازی هزینهها کمک میکنند؟

هزینههای توسعه، بازاریابی و پشتیبانی اپلیکیشن همیشه محدود هستند. اگر بودجه خود را در جای نادرست خرج کنید، ممکن است بدون رسیدن به نتیجه مطلوب، تمام منابع خود را از دست بدهید. KPI اپلیکیشن به شما کمک میکند تا بفهمید که کدام بخشها ارزش سرمایهگذاری بیشتر دارند و کجا باید تغییر مسیر دهید.
مثلا فرض کنید که شما یک کمپین تبلیغاتی برای جذب کاربران جدید اجرا کردهاید. اگر KPIهایی مانند نرخ تبدیل (Conversion Rate) یا هزینهی جذب هر کاربر (CAC) نشان دهند که هزینه جذب کاربران جدید از میزان درآمدی که از آنها کسب میکنید بیشتر است، یعنی باید روش بازاریابی خود را تغییر دهید. شاید لازم باشد بهجای تبلیغات گسترده، روی روشهای ارگانیک مثل بهینهسازی صفحه اپلیکیشن در بازار تمرکز کنید.
از طرف دیگر، شاید متوجه شوید که نرخ نگهداشت کاربران (Retention Rate) پایین است. در این صورت، بهجای هزینه کردن برای جذب کاربران جدید، بهتر است روی بهبود تجربهی کاربران فعلی کار کنید تا آنها را در اپلیکیشن نگه دارید. این کار در بلندمدت باعث کاهش هزینهها و افزایش درآمد شما خواهد شد.
KPI اپلیکیشن چه تأثیری روی تصمیمگیریهای آینده دارد؟
داشتن دادههای دقیق و قابل تحلیل به شما دیدی شفاف از مسیر آینده میدهد. وقتی روند رشد اپلیکیشن را بررسی کنید، متوجه میشوید که چه عواملی باعث موفقیت یا شکست آن شدهاند. این اطلاعات به شما کمک میکند تا برای آینده، استراتژیهای بهتری طراحی کنید.
فرض کنید شما یک اپلیکیشن خرید آنلاین دارید و دادهها نشان میدهند که کاربران بسیاری سبد خرید خود را پر میکنند، اما خرید را نهایی نمیکنند. این هشداری است که نشان میدهد مشکلی در مرحله پرداخت یا تجربهی خرید وجود دارد. شاید روند پرداخت پیچیده است، شاید هزینه ارسال زیاد است، یا شاید کاربران اعتماد کافی به روشهای پرداخت ندارند. با تحلیل دقیق این دادهها میتوانید تجربه خرید را بهبود داده و نرخ تبدیل را افزایش دهید.
همچنین KPIها به شما کمک میکنند که خطرات احتمالی را قبل از تبدیل شدن به یک بحران شناسایی کنید. مثلاً اگر روند دانلود و نصب اپلیکیشن شما در حال کاهش است اما تعداد حذف نصبها (Uninstall Rate) افزایش پیدا کرده، این نشانه یک مشکل جدی است. شاید کاربران از عملکرد اپلیکیشن راضی نیستند یا شاید تبلیغات شما کاربران نامناسبی را جذب میکند. با بررسی این دادهها میتوانید سریعتر به مشکل واکنش نشان دهید و جلوی افت عملکرد اپلیکیشن را بگیرید.
چطور برای یک اپلیکیشن KPI تعیین کنیم؟
انتخاب KPI مناسب برای اپلیکیشن، چیزی نیست که بشود شانسی انجام داد. هر اپلیکیشنی ویژگیهای خودش را دارد و مهمترین کاری که باید بکنید این است که ببینید دقیقاً دنبال چه چیزی هستید. شاید بخواهید میزان نصبها را بالا ببرید، یا شاید به دنبال این باشید که کاربران وقت بیشتری در اپلیکیشن شما بگذرانند. برای همین، قبل از هر چیز باید هدف خودتان را مشخص کنید.
فرض کنید یک اپلیکیشن سفارش آنلاین غذا دارید. آیا فقط مهم است که چند نفر آن را دانلود کنند؟ نه! شما میخواهید کاربرانی که نصب میکنند، حتماً سفارش هم بدهند. اگر فقط به تعداد نصبها توجه کنید، ممکن است تصور کنید که اوضاع عالی است، اما اگر تعداد سفارشها پایین باشد، یعنی کاربران اصلاً به خواسته اصلی شما عمل نمیکنند. پس باید KPIهایی را انتخاب کنید که واقعاً نشان دهند اپلیکیشن چقدر موفق عمل میکند.
البته KPI همه چیز نیست
از طرفی نباید درگیر تعداد زیادی KPI شوید که شما را از اصل کار دور کند. اگر دهها معیار مختلف را دنبال کنید، ممکن است اطلاعات زیادی داشته باشید، ولی هیچکدام از آنها کمکی به بهبود اپلیکیشن نکند. بهترین کار این است که فقط چند KPI کلیدی انتخاب کنید که واقعاً روی عملکرد اپلیکیشن تأثیر دارند.
مثلاً اگر یک بازی موبایل ساختهاید، مهمترین چیز این است که کاربران چقدر در بازی میمانند. اگر بعد از چند دقیقه بازی را ببندند و دیگر برنگردند، یعنی مشکلی در روند بازی وجود دارد. اما اگر یک اپلیکیشن فروشگاهی دارید، چیزی که باید روی آن تمرکز کنید، نرخ تبدیل است؛ یعنی چه تعداد از کسانی که وارد اپلیکیشن میشوند، خریدی انجام میدهند.
KPIها را هوشمندانه انتخاب کنید
بنابراین مهمترین نکته این است که KPIهایی را انتخاب کنید که بتوانید برای بهبود آنها کاری انجام دهید. اگر معیاری را فقط برای بررسی در نظر بگیرید اما تأثیری در تصمیمهای شما نداشته باشد، عملاً فقط وقتتان را هدر دادهاید. پس قبل از هر چیز ببینید چه چیزی برای شما مهم است و چطور میتوانید عملکرد اپلیکیشن را بر اساس آن بسنجید. در ادامه با مهمترین KPIها آشنا میشویم:
- KPIهای عمومی (General KPIs)
- KPIهای تعاملی (Engagement KPIs)
- KPIهای مالی (Financial KPIs)
- KPIهای تجربه کاربری (User Experience KPIs)
- KPIهای بازاریابی (Marketing KPIs)
KPIهای عمومی (General KPIs)

با KPIهای عمومی آشنا شوید
وقتی از از KPIهای عمومی حرف میزنیم، یعنی قرار است معیارهایی را بررسی کنید که تقریباً برای هر اپلیکیشنی مهم هستند. فرقی ندارد که شما یک بازی موبایل ساختهاید، یک اپلیکیشن فروشگاهی دارید یا حتی یک ابزار مدیریت کارهای روزانه؛ این دسته از KPIها به شما نشان میدهند که اپلیکیشن شما چقدر مورد توجه کاربران قرار گرفته و چطور در حال رشد است. اما این که کدامیک از این شاخصها برای شما اهمیت بیشتری دارد، کاملاً به نوع اپلیکیشن و هدفی که دنبال میکنید بستگی دارد.
مثلاً تعداد نصبهای اپلیکیشن یکی از این KPIهاست. طبیعتاً هرچقدر تعداد نصبها بیشتر باشد، یعنی افراد بیشتری به اپلیکیشن شما علاقه نشان دادهاند. اما آیا این کافی است؟ نه! چون ممکن است کاربران اپلیکیشن را نصب کنند، اما خیلی زود آن را حذف کنند. بنابراین باید ببینید که چند نفر بعد از نصب، واقعاً از اپلیکیشن استفاده میکنند. مثلا اگر یک اپلیکیشن آموزش زبان دارید و هزار نفر آن را دانلود کرده اما فقط ۵۰ نفر در هفتهی اول از آن استفاده کردهاند، یعنی یک جای کار مشکل دارد. شاید روند ثبتنام پیچیده باشد، شاید رابط کاربری جذاب نباشد، یا شاید اپلیکیشن به اندازهی کافی کاربردی به نظر نرسد.
بنابراین KPIهای عمومی به شما یک تصویر کلی از وضعیت اپلیکیشنتان میدهند. اما مهم این است که بتوانید از این دادهها نتیجهگیری درستی کرده و در جهت بهبود اپلیکیشن از آنها استفاده کنید.
تعداد نصب (Installations)
تعداد نصب اپلیکیشن شاید در نگاه اول یک عدد ساده به نظر برسد، اما در واقع میتواند چیزهای زیادی درباره میزان جذب کاربران به شما بگوید. این عدد نشان میدهد که چقدر اپلیکیشن شما توانسته در بین کاربران دیده شود و آنها را برای دانلود ترغیب کند. اما آیا هرکسی که اپلیکیشن شما را دانلود کند، حتماً آن را نصب هم میکند؟ نه همیشه!
دلایل زیادی وجود دارد که ممکن است یک کاربر بعد از دانلود، اپلیکیشن را نصب نکند. فرض کنید کاربری اپلیکیشن شما را از یک فروشگاه اپلیکیشن دانلود کرده، اما در لحظه نصب با یک پیغام هشدار روبهرو شده که میگوید این برنامه ممکن است روی عملکرد گوشی تأثیر منفی بگذارد. در این حالت، اگر اپلیکیشن شما هنوز برای او شناختهشده نباشد، ممکن است به آن اعتماد نکند و از نصب صرفنظر کند.
از حجم اپلیکیشن هم غافل نشوید
گاهی هم مشکل از حجم اپلیکیشن است. اگر اپلیکیشن شما خیلی سنگین باشد، ممکن است کاربر با دیدن حجم بالا از نصب آن منصرف شود، مخصوصاً اگر فضای کافی روی گوشی خود نداشته باشد. مثلاً فرض کنید یک بازی موبایلی ساختهاید که ۵۰۰ مگابایت حجم دارد، اما کاربر در همان لحظه فقط ۳۰۰ مگابایت فضای خالی دارد. در این صورت احتمال این که برنامه را حذف کند یا نصب را به تأخیر بیندازد، خیلی زیاد است.
از طرف دیگر، ممکن است برخی از کاربران اصلاً متوجه نشوند که اپلیکیشن دانلود شده ولی نصب نشده است. این موضوع معمولاً برای کسانی پیش میآید که تعداد زیادی اپلیکیشن را همزمان دانلود میکنند یا دانلود را بهصورت خودکار انجام دادهاند. در این حالت اگر اپلیکیشن شما به اندازهی کافی جذاب نباشد، ممکن است کاربر هرگز به سراغ نصب آن نرود.
تعداد دانلود همه چیز نیست!
همه این مسائل نشان میدهند که صرفاً تعداد دانلود بالا تضمینی برای موفقیت اپلیکیشن نیست. شما باید بررسی کنید که چند درصد از کسانی که اپلیکیشن را دانلود کردهاند، واقعاً آن را نصب کردهاند. اگر این نرخ پایین است، باید دلیلش را پیدا کنید. شاید بهتر باشد حجم اپلیکیشن را کاهش دهید، شاید نیاز باشد قبل از نصب، توضیحات بیشتری دربارهی امنیت و عملکرد اپلیکیشن بدهید تا کاربران نگران نباشند، یا شاید باید طراحی صفحه دانلود را بهگونهای تغییر دهید که جذابتر باشد و کاربران را برای تکمیل نصب بیشتر ترغیب کند.
تعداد حذف برنامه (Uninstallations)
اینکه کاربری اپلیکیشن شما را دانلود و نصب کند، عالی است. اما اینکه چند روز یا چند هفته بعد دکمه حذف را بزند، داستان دیگری است. حذف شدن اپلیکیشن یعنی شما جایی در مسیر تجربه کاربر به مشکل خوردهاید و اگر این اتفاق بهصورت گسترده و در مدت کوتاهی بیفتد، یعنی باید هرچه زودتر علت را پیدا کنید.
حالا سؤال اینجاست که چرا کاربران اپلیکیشن را حذف میکنند؟ دلایل زیادی برای این اتفاق وجود دارد. شاید اپلیکیشن شما فضای زیادی از گوشی را اشغال کرده باشد و کاربر وقتی با پیام “حافظهی گوشی شما پر شده است” مواجه شود، تصمیم بگیرد اپهایی را که کمتر استفاده میکند از گوشی خود پاک کند. اگر اپلیکیشن شما در لیست حذفشدهها باشد، یعنی نتوانسته بهاندازه کافی در زندگی روزمره او جا بگیرد.
شاید هم ایراد از تجربه کاربری باشد
یک دلیل رایج دیگر، تجربه کاربری نامناسب است. فرض کنید شما یک اپلیکیشن خرید آنلاین ساختهاید، اما فرآیند ثبتنام پیچیده است و کاربر را کلافه میکند. یا مثلاً در یک بازی موبایلی، تبلیغات بیشازحد نمایش داده میشود و کاربر احساس میکند بیشتر از اینکه بازی کند، در حال تماشای تبلیغ است. در چنین شرایطی، حذف کردن برنامه کاملاً قابل پیشبینی است.
از طرفی، گاهی کاربران یک اپلیکیشن را نصب میکنند ولی وقتی وارد آن میشوند، انتظاراتشان برآورده نمیشود. مثلاً عنوان اپلیکیشن شما این حس را داده که میتوانند از آن برای ویرایش حرفهای عکس استفاده کنند، اما وقتی وارد آن میشوند، متوجه میشوند فقط چند فیلتر ساده دارد. این عدم تطابق بین انتظارات کاربر و چیزی که ارائه میدهید، باعث حذف سریع اپ میشود.
حذف ناگهانی را جدی بگیرید
حالا فرض کنید که تعداد حذف اپلیکیشن شما ناگهان افزایش پیدا کرده است. این یک زنگ خطر است! مخصوصاً اگر کاربران درست بعد از نصب، در همان یکی دو روز اول اپ را حذف کنند. این یعنی یا چیزی در همان تجربه اولیه آنها را اذیت کرده یا اپلیکیشن شما نتوانسته آنقدر جذاب باشد که کاربر را نگه دارد. در این شرایط، لازم است که دادهها را دقیقتر بررسی کنید. آیا کاربران بعد از اجرای اولیه آن را حذف میکنند؟ آیا بعد از بهروزرسانی خاصی این اتفاق افتاده؟ یا تبلیغات یا نوتیفیکیشنها آنها را خسته کرده؟
اگر بتوانید از کاربران بازخورد بگیرید، عالی است. اما در بیشتر مواقع، کسی برای شما توضیح نمیدهد که چرا برنامه را پاک کرده است. پس باید خودتان سرنخها را پیدا کنید. برای مثال، اگر بعد از یک آپدیت جدید، آمار حذف افزایش پیدا کند، احتمالاً چیزی در آن آپدیت مشکلساز شده است. یا اگر بیشتر حذفها مربوط به کاربران جدید باشد، یعنی تجربه اولیهی اپلیکیشن شما نیاز به بهبود دارد.
تعداد دانلود برنامه (Mobile Download)
تعداد دانلود، اولین و شاید واضحترین معیاری است که نشان میدهد اپلیکیشن شما چقدر مورد توجه قرار گرفته است. وقتی کسی برنامهای را دانلود میکند، یعنی حداقل در مرحله اول، عنوان، توضیحات، تصاویر یا تبلیغات شما توانستهاند او را جذب کنند. اما آیا این بهتنهایی کافی است؟ نه! چون دانلود بهمعنای استفاده طولانیمدت یا رضایت کاربر نیست.
فرض کنید یک بازی موبایلی طراحی کردهاید و در هفتهی اول، هزاران بار دانلود میشود. این عالی به نظر میرسد. اما اگر کاربرها بعد از نصب، بازی را حتی یکبار هم اجرا نکنند یا خیلی زود آن را پاک کنند، تعداد دانلود بالا دیگر ارزشی ندارد. اینجاست که باید به آمارهای دیگر مثل تعداد نصب، میزان استفاده و نرخ حذف هم توجه کنید.
به جایگاه اپلیکیشن خود در بازار دقت کنید

جایگاه اپلیکیشن در بازار
یکی از نکاتی که روی تعداد دانلود تأثیر زیادی دارد، جایگاه اپلیکیشن شما در نتایج جستوجوی مارکتهای اپلیکیشن است. اگر اسم اپ شما بهخوبی انتخاب شده باشد و توضیحات آن دقیق و جذاب باشند، کاربران بیشتری روی دکمه دانلود کلیک میکنند. مثلا اگر اپلیکیشنی برای آموزش زبان ساختهاید و عنوان آن فقط “آموزش زبان” باشد، شاید در بین رقبا گم شود. اما اگر اسم آن را “یادگیری سریع زبان در ۳۰ روز” بگذارید، احتمال دانلود آن بیشتر میشود چون کاربر حس میکند دقیقاً چیزی را پیدا کرده که دنبالش بوده است.
تعداد دانلود همچنین به استراتژیهای بازاریابی شما هم بستگی دارد. اگر برای اپلیکیشن خود تبلیغات در شبکههای اجتماعی یا کمپینهای تخفیفی راه بیندازید، معمولاً تعداد دانلودها افزایش پیدا میکند. مثلا اگر یک اپ سفارش غذا دارید و در ابتدای کار، کد تخفیف ویژه برای کاربران جدید در نظر بگیرید، احتمال اینکه افراد بیشتری آن را دانلود کنند، خیلی بیشتر میشود. اما سؤال اینجاست که آیا این کاربران بعد از دریافت تخفیف همچنان از اپ استفاده خواهند کرد؟ اگر نه، شاید لازم باشد که برنامه بهتری برای نگه داشتن کاربران بعد از دانلود داشته باشید.
تعداد ثبتنام (Registration)
دانلود و نصب اپلیکیشن یک چیز است، اما اینکه کاربر بخواهد حساب کاربری بسازد و اطلاعاتش را ثبت کند، چیز دیگریست. وقتی کسی در اپ شما ثبتنام میکند، یعنی یک قدم جلوتر رفته و علاقهاش بیشتر از یک نگاه گذرا به اپلیکیشن بوده است. اما مشکل اینجاست که همه کاربران این مرحله را پشت سر نمیگذارند.
فرض کنید شما یک اپلیکیشن خرید آنلاین راهاندازی کردهاید. کاربر اپ شما را دانلود و نصب میکند، اما وقتی میبیند برای دیدن محصولات باید حتماً ثبتنام کند، اپلیکیشن را میبندد و دیگر برنمیگردد! این یعنی شما یک کاربر بالقوه را فقط بهخاطر اجباری بودن ثبتنام از دست دادهاید. به همین دلیل بهتر است فرآیند ثبتنام را تا حد امکان ساده کنید و اجازه دهید کاربر قبل از ثبتنام، کمی اپلیکیشن را ببیند و حس کند که ارزشش را دارد.
پس کاربران را ترغیب به ثبت نام کنید، نه اجبار!
حالا برعکس این را تصور کنید. اگر کاربری بدون هیچ اجباری، خودش تصمیم بگیرد که ثبتنام کند، احتمال اینکه در آینده هم با اپ شما تعامل داشته باشد، خیلی بیشتر میشود. اینجاست که باید بررسی کنید چه چیزی باعث میشود بعضیها ثبتنام کنند و بعضی دیگر نه. شاید فرم ثبتنام شما طولانی است؟ شاید کاربر نیاز به انگیزهی بیشتری دارد؟ یکی از راهکارهای ساده برای افزایش نرخ ثبتنام، پیشنهاد یک مزیت ویژه است. مثلا در اپلیکیشنهای خرید، میتوان گفت: “با ثبتنام، اولین خرید خود را با ۱۰٪ تخفیف انجام دهید!” این باعث میشود که کاربران راحتتر این مرحله را بگذرانند.
از طرف دیگر، ثبتنام کاربران فقط برای آنها مفید نیست، بلکه برای شما هم کلی مزیت دارد. مثلا وقتی شماره تماس یا ایمیل آنها را داشته باشید، میتوانید بعدها از طریق پیامک یا ایمیل مارکتینگ آنها را دوباره به اپلیکیشن برگردانید. فرض کنید یک اپلیکیشن پخش موسیقی دارید؛ اگر کاربری بعد از یک هفته دیگر به اپ مراجعه نکرد، میتوانید برایش یک ایمیل بفرستید: “لیست جدیدترین آهنگهای هفته منتشر شد! همین حالا گوش کن.” این کار احتمال بازگشت کاربران را افزایش میدهد.
کرشها (Crashes)
هیچچیز برای کاربران آزاردهندهتر از این نیست که وسط کار با اپلیکیشن، برنامه ناگهان بسته شود. تصور کنید در حال انجام یک مرحله حساس از یک بازی هستید و ناگهان بازی کرش میکند! یا در حال پرداخت خرید آنلاین هستید و درست لحظهای که روی دکمه پرداخت میزنید، اپلیکیشن بسته میشود. طبیعی است که چنین تجربههایی کاربران را از اپلیکیشن شما فراری میدهد.
کرشهای مداوم باعث میشود کاربران فکر کنند اپلیکیشن شما ناپایدار است و ارزش وقت گذاشتن ندارد. بدتر از آن، اگر این مشکل زود برطرف نشود، احتمال دارد کاربران شروع کنند به نوشتن نظرات منفی در صفحه اپلیکیشن شما و این یعنی کاهش نرخ نصب و کاهش اعتماد کاربران جدید.
پس باید تعداد کرشها را جدی بگیرید. هر کرش یک نشانه است که به شما میگوید یک جای کار ایراد دارد. مثلا ممکن است در برخی مدلهای خاص گوشی، اپلیکیشن به درستی اجرا نشود. یا ممکن است یک ویژگی خاص در اپ باعث هنگ کردن برنامه شود. برای اینکه این مشکل را کنترل کنید، میتوانید از ابزارهای مانیتورینگ کرش استفاده کنید تا دقیقا ببینید چه زمانی و برای کدام کاربران این اتفاق افتاده است.
تعداد ارتقا (Upgrades)
اگر اپلیکیشن شما نسخههای مختلفی دارد – مثلا یک نسخه رایگان و یک نسخه پولی یا پیشرفته – باید ببینید چند نفر حاضر شدهاند که هزینه کنند و اپلیکیشن را ارتقا دهند. این عدد نشان میدهد که آیا ویژگیهای نسخه ارتقا یافته، واقعا آنقدر جذاب هستند که کاربران برایش پول بدهند یا نه.
فرض کنید یک اپلیکیشن ویرایش عکس دارید. در نسخه رایگان، کاربران فقط میتوانند از چند فیلتر استفاده کنند. اما در نسخه پولی، امکانات حرفهایتر مثل حذف پسزمینه یا تنظیمات رنگ پیشرفته در دسترس آنهاست. اگر تعداد کمی از کاربران اپلیکیشن را ارتقا میدهند، این یعنی یا نسخه رایگان آنقدر کامل است که کاربران نیازی به نسخه پیشرفته نمیبینند، یا قیمت ارتقا بیش از حد بالا است.
همچنین باید بررسی کنید که کاربرانی که اپ را ارتقا دادهاند، چقدر از نسخه پیشرفته استفاده کردهاند. اگر آنها خیلی زود اپ را کنار بگذارند، شاید امکانات پولی آنطور که باید کاربردی و جذاب نبوده است. در این صورت میتوانید پیشنهادات ویژهای ارائه دهید، مثل تخفیف برای کاربران قدیمی یا اضافه کردن قابلیتهای جدیدی که آنها را برای ارتقا مشتاقتر کند.
رشد کاربران (User Growth Rate)
دانستن اینکه تعداد کاربران شما در حال افزایش بوده یا خیر، خوب است. اما مهمتر از آن این است که ببینید این رشد با چه سرعتی اتفاق میافتد. آیا کاربران جدید با ریتم ثابتی اضافه میشوند، یا رشد اپلیکیشن شما ناگهان بعد از یک کمپین تبلیغاتی بالا میرود و بعد دوباره افت میکند؟
مثلا فرض کنید شما یک اپلیکیشن سفارش غذا دارید. بعد از یک کمپین تبلیغاتی که شامل تخفیفهای ویژه برای سفارش اول بوده، تعداد کاربران ناگهان زیاد شده است. اما اگر بعد از تمام شدن تخفیفها، رشد کاربران متوقف شود، این یعنی کاربران بیشتر به خاطر تخفیف جذب شدهاند، نه به خاطر کیفیت اپلیکیشن.
شاخص رشد کاربران را ماهانه بررسی کنید

فرمول نرخ رشد کاربران اپلیکیشن
برای اینکه ببینید آیا واقعا در حال رشد هستید یا نه، باید این شاخص را بهصورت ماهانه بررسی کنید. اگر رشد کاربران کم است، شاید زمان آن رسیده که روی روشهای جذب کاربران جدید تمرکز کنید، مثل همکاری با اینفلوئنسرها، بهینهسازی صفحه اپلیکیشن در مارکتها، یا بهبود تجربهی کاربری برای افزایش نرخ تبدیل بازدیدکننده به کاربر.
محاسبه این شاخص هم کار سختی نیست. کافی است تعداد کاربران فعلی و قبلی را در فرمول زیر قرار دهید:
(تعداد کاربران قبلی – تعداد کاربران فعلی) / تعداد کاربران قبلی × ۱۰۰ = فرمول رشد کاربران
اگر این عدد مثبت باشد، یعنی تعداد کاربران شما در حال افزایش است. اما اگر منفی باشد، یعنی کاربران بیشتری نسبت به گذشته، اپ شما را ترک کردهاند و باید علت آن را بررسی کنید.
تعداد ورود کاربر به اپلیکیشن (Sessions)
این شاخص یکی از مهمترین معیارهایی است که نشان میدهد کاربران چقدر به اپلیکیشن شما علاقه دارند. به زبان ساده، هر بار که کاربری برنامه شما را باز میکند، یک Session ثبت میشود. اگر کاربران به دفعات بیشتری اپلیکیشن شما را باز کنند، یعنی محتوای آن برایشان جذاب است یا نیازهایشان را برطرف میکند.
مثلا اگر یک اپلیکیشن فروشگاهی دارید، تعداد بالای Sessions میتواند نشاندهنده این باشد که کاربران مرتب برای دیدن تخفیفها، بررسی محصولات جدید یا پیگیری سفارشهایشان وارد برنامه میشوند. اما اگر تعداد نشستها کم باشد، شاید نیاز باشد روی نوتیفیکیشنهای جذاب یا پیشنهادهای شخصیسازیشده کار کنید تا کاربران را دوباره به اپلیکیشن برگردانید.
همچنین معمولاً این شاخص رابطه عکس با نرخ حذف برنامه دارد. یعنی هر چه کاربران بیشتر وارد برنامه شوند، احتمال اینکه آن را حذف کنند کمتر میشود. پس اگر Sessions کم است، باید به فکر افزایش جذابیت محتوا و تجربه کاربری باشید.
مدت زمان حضور کاربر در اپلیکیشن (Session Length)
این شاخص نشان میدهد که کاربران وقتی وارد اپلیکیشن شما میشوند، چقدر در آن میمانند. اگر زمان حضور کاربران طولانی باشد، میتواند نشانه این باشد که آنها درگیر محتوای برنامه شدهاند. اما نکته مهم این است که این معیار برای همه اپلیکیشنها یکسان نیست.
مثلاً اگر اپلیکیشن شما یک دیکشنری باشد، کاربران معمولاً خیلی سریع معنی یک کلمه را پیدا میکنند و از برنامه خارج میشوند. در این حالت، کم بودن Session Length نشانه بدی نیست. اما اگر یک اپلیکیشن خبری یا شبکه اجتماعی داشته باشید، زمان کوتاه حضور کاربران میتواند به این معنی باشد که محتوای شما جذاب نیست یا کاربران آنطور که باید، درگیر برنامه نمیشوند.
یکی از روشهای موثر برای افزایش این شاخص، استفاده از گیمیفیکیشن است. مثلاً میتوانید با اضافه کردن امتیاز، چالش یا جایزه، کاربران را ترغیب کنید که مدت بیشتری در اپلیکیشن بمانند. همچنین اگر این شاخص پایین است، بد نیست بررسی کنید که آیا اپلیکیشن شما کرش (Crash) دارد یا مشکلات فنی باعث خروج سریع کاربران میشود یا نه.
فاصله نشستها (Session Interval)
این شاخص به شما میگوید که کاربران هر چند وقت یکبار به اپلیکیشن شما سر میزنند. مثلاً اگر یک اپلیکیشن بانکی داشته باشید و ببینید کاربران فقط ماهی یکبار وارد برنامه میشوند، یعنی فقط برای کارهای ضروری از آن استفاده میکنند. اما اگر فواصل ورود کوتاهتر باشد (مثلاً هر روز)، یعنی اپلیکیشن شما جزئی از زندگی روزمره کاربران شده است.
برای کم کردن فاصله نشستها میتوانید از روشهایی مثل ارسال نوتیفیکیشنهای هوشمند، پیشنهادهای ویژه یا محتواهای جذاب استفاده کنید. مثلاً در یک اپلیکیشن ورزشی، اگر به کاربران یادآوری کنید که وقت تمرینشان رسیده، احتمالاً زودتر برمیگردند و فاصله نشستهایشان کمتر میشود.
کاربران فعال روزانه/ماهانه (Daily/Monthly Active Users)
این دو شاخص به شما کمک میکنند تا بفهمید که چه تعداد از کاربران در روز یا ماه به اپلیکیشن شما سر میزنند. DAU (کاربران فعال روزانه) نشان میدهد که چه کسانی هر روز با برنامه درگیر هستند، و MAU (کاربران فعال ماهانه) تعداد کاربرانی را نشان میدهد که حداقل یک بار در ماه وارد برنامه شدهاند.
مثلاً فرض کنید شما یک اپلیکیشن موسیقی دارید. اگر تعداد DAU پایین باشد ولی MAU بالا باشد، یعنی کاربران برنامه را نصب دارند ولی هر روز از آن استفاده نمیکنند. در این حالت شاید لازم باشد روی یادآوریها، پیشنهادهای هوشمند یا حتی قابلیتهای اجتماعی کار کنید تا کاربران را بیشتر درگیر کنید.
همچنین برای اینکه رشد این شاخصها را بهتر ببینید، باید آنها را در بازههای هفتگی، ماهانه و سالانه مقایسه کنید. اگر در یک بازه خاص، DAU رشد زیادی داشته باشد، شاید دلیلش یک کمپین تبلیغاتی موفق یا یک ویژگی جدید باشد. اما اگر DAU کاهش پیدا کند، یعنی کاربران در حال از دست دادن علاقه به اپلیکیشن شما هستند و باید دلیلش را پیدا کنید.
KPIهای مالی (Financial KPIs)
این دسته از شاخصهای کلیدی عملکرد، شاید جذابترین بخش برای صاحبان اپلیکیشن باشد، چون به درآمد و سود اپلیکیشن مربوط میشوند. اما نکته مهم این است که قبل از اینکه روی این KPIها تمرکز کنید، باید زیرساختهای لازم را فراهم کرده باشید. یعنی اپلیکیشن شما باید از نظر تجربه کاربری، تعامل و کیفیت محتوا به حدی برسد که کاربران حاضر باشند برای آن پول خرج کنند.
فرض کنید یک بازی موبایلی دارید. اگر کاربران بهخاطر تبلیغات زیاد، باگهای فنی یا گیمپلی ضعیف، زود از بازی خارج شوند، نباید انتظار درآمد بالا داشته باشید. اما اگر یک تجربه لذتبخش و اعتیادآور ارائه کنید، کاربران بدون اینکه احساس اجبار کنند، حاضر میشوند برای خرید آیتمهای درون برنامهای یا اشتراک ویژه هزینه کنند.
میانگین درآمد به ازای هر کاربر (ARPU)

KPIهای مالی
این شاخص به شما میگوید که هر کاربر بهطور میانگین چقدر برای شما درآمد ایجاد کرده است. اگر اپلیکیشن شما اشتراک ماهانه دارد، خریدهای درونبرنامهای داشته یا حتی تبلیغات نمایش میدهد، این KPI کمک میکند تا میزان درآمدزایی کاربران را بسنجید.
مثلاً اگر یک اپلیکیشن استریم موسیقی دارید، ممکن است کاربران شما به دو دسته تقسیم شوند: یک. آنهایی که اشتراک ویژه میخرند. دو. آنهایی که از نسخه رایگان استفاده میکنند و فقط تبلیغات میبینند. شاخصARPU به شما کمک میکند تا بفهمید که آیا مدل درآمدی شما بهینه است یا نه. اگر این عدد پایین باشد، شاید نیاز باشد پیشنهادهای بهتری برای اشتراک ویژه ارائه دهید، مثلا تخفیفهای فصلی یا امکانات جذابتری برای کاربران پولی.
یک مثال دیگر اینکه مثلا فرض کنید شما یک بازی موبایلی دارید که با روش پرداخت خرید سکههای درون بازی کار میکند. اگر میانگین درآمد شما از هر کاربر ده هزار تومان است ولی میبینید که رقیب شما سی هزار تومان از هر کاربر درآمد دارد، یعنی فرصتهایی برای بهبود درآمدزایی وجود دارد. مثلا میتوانید پیشنهادهای ویژه یا بستههای تخفیفی برای خرید سکهها ارائه دهید.
مدت زمان بین نصب تا پرداخت کاربر (Time to First Purchase)
اینکه کاربران چه مدت بعد از نصب اپلیکیشن، اولین خرید خود را انجام میدهند، یک معیار مهم برای درک رفتار کاربران است. بعضی از کاربران همان روز اول خرید میکنند، اما بعضیها نیاز دارند که مدتی از اپلیکیشن استفاده کنند.
مثلاً تصور کنید که یک اپلیکیشن ویرایش عکس ساختهاید. کاربر بلافاصله بعد از نصب، یک نسخه رایگان با امکانات محدود دریافت میکند. حالا اگر کاربر خیلی زود نسخه پریمیوم را بخرد، یعنی مدل قیمتگذاری و پیشنهادات شما جذاب بوده است. اما اگر این خرید بعد از یک ماه اتفاق بیفتد، شاید نیاز باشد که یادآوریهای بهتری ارسال کنید.
یا مثلا فرض کنید اپلیکیشن شما یک سرویس آموزش آنلاین است و کاربران برای دیدن دورههای آموزشی باید اشتراک بخرند. اگر میبینید که بیشتر کاربران تا دو هفته بعد از نصب خرید نمیکنند، میتوانید با ارسال ایمیلهای آموزشی، پیشنهاد تخفیف یا ارائه یک جلسه رایگان، آنها را سریعتر به خرید ترغیب کنید.
هزینه دستیابی به کاربران جدید (Customer Acquisition Cost – CAC)
همه دوست دارند کاربران جدید بیشتری جذب کنند، اما سوال اصلی این است که به چه قیمتی؟ جذب کاربر مخصوصاً در دنیای دیجیتال، هزینه دارد و اگر هزینه جذب هر کاربر بیشتر از درآمدی باشد که از او کسب میکنید، نتیجهای جز ضرر نخواهید داشت.
فرض کنید یک کمپین تبلیغاتی اجرا کردهاید و توانستهاید ۱۰۰۰ کاربر جدید بهدست آورید. در نگاه اول این عدد جذاب به نظر میرسد، اما اگر برای این کمپین ۱۰۰ میلیون تومان هزینه کرده باشید، یعنی هزینه جذب هر کاربر ۱۰۰ هزار تومان شده است. حالا اگر از هر کاربر بهطور میانگین فقط ۵۰ هزار تومان درآمد داشته باشید، یعنی این کمپین برای شما ضررده بوده است.
برای اینکه CAC شما بهینه باشد، باید راههایی پیدا کنید که هزینه جذب کاربر کاهش یابد. مثلاً تبلیغات هدفمندتر اجرا کنید، از بازاریابی دهانبهدهان استفاده کنید، یا استراتژیهایی مثل رفرال مارکتینگ (دعوت دوستان) را به کار بگیرید. هر چقدر هزینه جذب کمتر و ارزش کاربران بیشتر باشد، اپلیکیشن شما سوددهتر است.
نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment – ROI)
وقتی صحبت از سرمایهگذاری در تبلیغات و جذب کاربر میشود، باید ببینید که آیا این سرمایهگذاری ارزشش را دارد یا نه؟ این دقیقاً همان چیزی است که نرخ بازگشت سرمایه یا ROI مشخص میکند. فرمول محاسبه آن هم ساده است:
نرخ بازگشت سرمایه = (کل درآمد – کل هزینه) ÷ کل هزینه × ۱۰۰
مثلاً اگر ۱۰ میلیون تومان برای تبلیغات خرج کنید و در نتیجه آن، ۲۰ میلیون تومان درآمد کسب کنید، ROI شما ۱۰۰٪ است، یعنی سرمایه شما دو برابر شده که خبر خیلی خوبی است! اما اگر همان ۱۰ میلیون تومان را هزینه کنید و فقط ۵ میلیون تومان درآمد داشته باشید، ROI شما منفی ۵۰٪ خواهد بود که یعنی تبلیغات شما ضررده بوده و نیاز به بازنگری دارد.

فرمول نرخ بازگشت سرمایه
یک روش برای افزایش ROI این است که روی کاربرانی که احتمال خرید بیشتری دارند تمرکز کنید. مثلاً اگر تبلیغ شما کاربرانی را جذب کند که فقط اپلیکیشن را نصب میکنند ولی خریدی انجام نمیدهند، ROI شما پایین خواهد بود. اما اگر تبلیغاتتان را روی مخاطبانی هدفمندتر اجرا کنید، ممکن است هزینه بیشتری پرداخت کنید ولی در عوض کاربران وفادارتری جذب میکنید که سوددهی بیشتری دارند.
هزینه به ازای هر نصب (Cost per Install – CPI)
CPI یکی از اولین شاخصهایی است که هنگام اجرای کمپینهای تبلیغاتی باید به آن توجه کنید. این شاخص نشان میدهد که چقدر برای هر نصب جدید هزینه کردهاید. فرمولش هم ساده است:
هزینه به ازای هر نصب = هزینه کل تبلیغات ÷ تعداد نصبهای جدید
مثلاً اگر برای تبلیغات ۲۰ میلیون تومان هزینه کنید و ۴۰۰۰ نصب جدید بگیرید، CPI شما ۵۰۰۰ تومان خواهد بود. اما آیا این عدد بهتنهایی نشاندهنده موفقیت کمپین شماست؟ نه لزوماً! خیلی از افراد فکر میکنند که هرچقدر CPI پایینتر باشد، کمپین بهتری داشتهاند. اما مشکل اینجاست که همه نصبها ارزش یکسانی ندارند. فرض کنید شما با تبلیغات ارزان، کاربرانی جذب کردهاید که اپلیکیشن را نصب میکنند اما اصلاً از آن استفاده نمیکنند یا خیلی زود آن را حذف میکنند. در این صورت، حتی اگر CPI شما پایین باشد، در نهایت سودی به دست نمیآورید.
برای داشتنCPI بهینه باید به کیفیت کاربران هم توجه کنید. شاید بهتر باشد هزینه بیشتری برای نصب بپردازید اما کاربرانی را جذب کنید که واقعاً از اپلیکیشن استفاده میکنند و به کاربران پولی تبدیل میشوند. مثلاً در یک بازی موبایلی، اگر کاربران جذبشده حاضر نباشند درون بازی خرید انجام دهند، حتی اگر CPI شما پایین باشد، کمپین شما موفق نخواهد بود.
KPIهای تجربه کاربری (User Experience KPIs)
شاخصهای مالی شاید جذابترین معیارها برای توسعهدهندگان و بازاریابان باشند، چون در نهایت نشان میدهند که کسبوکار شما چقدر درآمد دارد. اما اگر از زاویه دیگری به موضوع نگاه کنیم، متوجه میشویم که تجربه کاربری خوب، مسیر رسیدن به درآمد را هموار میکند. اگر کاربران از اپلیکیشن شما راضی نباشند، حتی بهترین استراتژیهای بازاریابی هم نمیتوانند آنها را نگه دارند.
تصور کنید دو اپلیکیشن با امکانات مشابه دارید، اما یکی از آنها رابط کاربری سادهتر و سرعت بالاتری دارد، در حالی که دیگری پر از تبلیغات، کند و دارای اشکالات متعدد است. طبیعی است که کاربران جذب اپلیکیشنی شوند که استفاده از آن راحتتر و لذتبخشتر باشد.
با بررسی KPIهای تجربه کاربری میتوانید نقاط ضعف و قوت اپلیکیشن خود را پیدا کرده و تجربه بهتری برای کاربران ایجاد کنید. این کار نهتنها باعث رضایت کاربران میشود، بلکه نرخ ماندگاری را افزایش میدهد و در نهایت درآمد بیشتری برای شما به همراه خواهد داشت.
زمان بارگذاری (Load Time)
یکی از اولین و مهمترین فاکتورهایی که روی تجربه کاربری تأثیر میگذارد، سرعت اپلیکیشن است. زمان بارگذاری یعنی چقدر طول میکشد تا برنامه شما باز شده یا صفحات جدید آن لود شوند. هرچقدر این زمان کمتر باشد، کاربران حس بهتری خواهند داشت. اما اگر اپلیکیشن شما کند باشد، احتمال زیادی وجود دارد که کاربر آن را حذف کند و دیگر برنگردد.
فرض کنید در حال سفارش غذا از یک اپلیکیشن هستید. اگر بعد از زدن دکمه ثبت سفارش، چندین ثانیه طول بکشد تا صفحه بارگذاری شود، ممکن است کلافه شوید و اپلیکیشن را ببندید. حالا اگر در همان لحظه یک اپلیکیشن رقیب را باز کنید و ببینید که با سرعت بیشتری کار میکند، به احتمال زیاد دیگر سراغ اپلیکیشن قبلی نمیروید.
برای بهبود Load Time میتوانید مواردی مثل بهینهسازی تصاویر، کاهش حجم دادههای اضافی، استفاده از کشینگ و بهینهسازی سرورها را در نظر بگیرید. حتی چند میلیثانیه کاهش در زمان بارگذاری نیز میتواند تأثیر چشمگیری روی تجربه کاربران بگذارد.
دستگاهها (Devices)
کاربران اپلیکیشن شما از چه دستگاههایی استفاده میکنند؟ آیا بیشتر کاربران شما موبایل دارند یا تبلت؟ سیستمعاملشان اندروید است یا iOS؟ دانستن این اطلاعات میتواند در بهینهسازی تجربه کاربری نقش بسیار مهمی داشته باشد.
تصور کنید که یک اپلیکیشن طراحی کردهاید و بیشتر کاربران شما از گوشیهای اندرویدی میانرده استفاده میکنند. اگر اپلیکیشن شما فقط روی گوشیهای پرچمدار عملکرد خوبی داشته باشد و روی گوشیهای میانرده دچار لگ و کندی شود، کاربران زیادی را از دست خواهید داد. یا مثلا اگر اپلیکیشن شما در آیفون به خوبی کار کند، اما برای گوشیهای اندرویدی بهینه نشده باشد، بخش بزرگی از کاربران ناراضی خواهند شد.
یک مثال دیگر در مورد سایز صفحهنمایش است. اگر طراحی اپلیکیشن شما فقط برای گوشیهای کوچک مناسب باشد و کاربران تبلت هنگام استفاده از آن با مشکلاتی مثل چیدمان نامناسب یا دکمههای بسیار کوچک مواجه شوند، تجربه کاربری خوبی نخواهند داشت.
برای بهبود این KPI، میتوانید بررسی کنید که بیشترین کاربران شما از چه دستگاههایی استفاده میکنند و اپلیکیشن خود را متناسب با آنها بهینه کنید. این کار باعث میشود که تجربه کاربری اپ خود را بهتر کنید و نرخ ماندگاری کاربران را افزایش دهید.
ابعاد/وضوح صفحه نمایش (Screen Dimension/Resolution)
یکی از مواردی که خیلی از توسعهدهندگان در طراحی اپلیکیشن به آن توجه نمیکنند، سازگاری اپلیکیشن با اندازه و وضوح صفحهنمایشهای مختلف است. فرض کنید اپلیکیشن شما روی یک گوشی با صفحهنمایش بزرگ و وضوح بالا خیلی زیبا و کاربرپسند به نظر میرسد، اما وقتی روی یک گوشی با صفحه کوچکتر اجرا میشود، دکمهها بهدرستی نمایش داده نمیشوند یا بعضی از بخشهای مهم از صفحه بیرون میزنند! این موضوع تجربه کاربری را تحت تأثیر قرار داده و باعث میشود کاربر نتواند بهراحتی از اپلیکیشن استفاده کند.
مثلا فرض کنید شما یک اپلیکیشن فروشگاهی دارید و کاربر میخواهد محصولی را انتخاب کند، اما دکمه “افزودن به سبد خرید” در گوشی او به دلیل ناسازگاری با اندازه صفحهنمایش، نمایش داده نمیشود! نتیجه چه خواهد بود؟ کاربر کلافه میشود و بهاحتمال زیاد اپلیکیشن شما را حذف کرده و از یک رقیب دیگر خرید میکند.
پس یکی از KPIهای مهم تجربه کاربری این است که بررسی کنید کاربران شما بیشتر از چه ابعاد و وضوح صفحهنمایشی استفاده میکنند و اپلیکیشن را طوری طراحی کنید که در تمام این دستگاهها بهدرستی کار کند. تست اپلیکیشن روی دستگاههای مختلف یا استفاده از ابزارهای شبیهساز برای نمایش در رزولوشنهای مختلف، میتواند به شما کمک کند تا این مشکل را پیش از انتشار برنامه حل کنید.
مجوزهای داده شده (Permissions Granted)
یکی از حساسترین بخشهای تجربه کاربری، دسترسیهایی است که اپلیکیشن از کاربر درخواست میکند. خیلی وقتها پیش آمده که کاربران به دلیل درخواستهای بیشازحد یا غیرضروری، به یک اپلیکیشن اعتماد نکرده و از نصب یا استفاده از آن صرفنظر کردهاند.
مثلاً فرض کنید یک اپلیکیشن سادهی ماشینحساب هنگام نصب از شما بخواهد به مخاطبین، موقعیت مکانی، گالری و حتی پیامکهایتان دسترسی داشته باشد! این درخواستها نهتنها غیرمنطقی هستند، بلکه باعث ایجاد نگرانی امنیتی در کاربران شده و احتمال حذف اپلیکیشن را افزایش میدهند.
مجوزهای غیرمرتبط درخواست نکنید
یک مثال خوب در این زمینه اپلیکیشنهای نقشه و مسیریابی است. این اپلیکیشنها بهطور طبیعی نیاز به دسترسی موقعیت مکانی (GPS) دارند تا بتوانند مسیرهای دقیق را به کاربر نشان دهند. اما اگر این اپلیکیشن از کاربر درخواست دسترسی به لیست مخاطبین یا دوربین کند، کاربر به آن شک خواهد کرد و ممکن است از استفاده از آن صرفنظر کند.
بنابراین برای بهبود تجربه کاربری، فقط مجوزهایی را درخواست کنید که واقعاً برای عملکرد اپلیکیشن ضروری هستند. همچنین میتوانید هنگام درخواست دسترسی، دلیل آن را برای کاربر توضیح دهید. مثلاً بنویسید: “برای نمایش پیشنهادهای اطراف شما، به دسترسی موقعیت مکانی نیاز داریم.” این کار باعث میشود کاربر احساس امنیت بیشتری کرده و راحتتر به اپلیکیشن اعتماد کند.
KPIهای بازاریابی (Marketing KPIs)

KPIهای بازاریابی
در مرحله بازاریابی اپلیکیشن لازم است شاخص کلیدی عملکرد (KPI) مرتبط با بازاریابی را مشخص کنید. این شاخصها به شما کمک میکنند تا بفهمید چطور کاربران جدید جذب میشوند، چقدر اپلیکیشن شما بین کاربران محبوب است و چه مناطقی برای تبلیغات و گسترش اپلیکیشن مناسبتر هستند.
با بررسی این KPIها میتوانید استراتژی بازاریابی خود را بهینه کنید، روی کانالهای جذب کاربر مؤثرتر سرمایهگذاری کرده و اپلیکیشن را به کاربران بیشتری معرفی کنید. در ادامه چند مورد از مهمترین KPIهای بازاریابی را باهم بررسی میکنیم.
منابع جذب کاربر (Install Source)
یکی از مهمترین سوالاتی که هنگام بازاریابی اپلیکیشن باید از خود بپرسید این است که کاربران از چه طریقی با اپلیکیشن شما آشنا میشوند؟ آیا بیشتر آنها از طریق تبلیغات کلیکی مثل گوگل ادز و اپل سرچ ادز جذب شدهاند؟ یا شاید تعداد زیادی از کاربران، اپلیکیشن شما را مستقیماً در بازار، گوگل پلی یا اپ استور جستجو کرده و آن را نصب کردهاند؟
مثلاً فرض کنید ۷۰٪ کاربران شما از طریق تبلیغات در شبکههای اجتماعی وارد شدهاند و فقط ۱۰٪ از طریق سرچ ارگانیک اپلیکیشن را پیدا کردهاند. این یعنی باید روی بهینهسازی اپلیکیشن در مارکتها (ASO) بیشتر کار کنید تا وابستگی کمتری به تبلیغات پولی داشته باشید. از طرف دیگر، شاید ببینید تبلیغاتی که در یک پلتفرم خاص اجرا کردهاید، هزینه زیادی داشته اما جذب کاربر چندانی نداشته است. این یعنی باید بودجه تبلیغاتی خود را روی پلتفرمهای دیگری متمرکز کنید که بازدهی بیشتری دارند.
میزان شیوع (Virality)
یکی از بهترین اتفاقاتی که میتواند برای یک اپلیکیشن بیفتد، این است که کاربران آن را به یکدیگر پیشنهاد دهند. وقتی مردم از یک محصول خوششان بیاید، آن را به دوستان و آشنایان خود توصیه میکنند. این نوع از بازاریابی دهانبهدهان، یکی از موثرترین و کمهزینهترین روشهای رشد اپلیکیشن است.
مثلا اپلیکیشنهایی مثل واتساپ، تلگرام یا اینستاگرام بهشدت وایرال شدند، چون کاربران، دوستانشان را برای استفاده از آن دعوت کردند. اگر اپلیکیشن شما این ویژگی را ندارد، میتوانید قابلیتهایی مثل ارسال دعوتنامه، جوایز برای دعوت دوستان یا سیستمهای ارجاع (Referral Programs) را در نظر بگیرید تا کاربران بیشتری را از طریق کاربران فعلی جذب کنید.
مثلاً فرض کنید شما یک اپلیکیشن آموزش زبان دارید. اگر یک کاربر بتواند با دعوت از دوستانش، یک ماه اشتراک رایگان بگیرد، احتمال زیادی وجود دارد که این کار را انجام دهد و دوستانش را نیز وارد اپلیکیشن کند.
موقعیت جغرافیایی (Geo-metrics)
یکی از فاکتورهایی که میتواند تأثیر زیادی در بازاریابی و کسب درآمد اپلیکیشن داشته باشد، محل زندگی کاربران است. کاربران در مناطق مختلف، رفتارهای متفاوتی دارند. مثلا ممکن است کاربران یک شهر علاقه بیشتری به خریدهای درونبرنامهای داشته باشند، درحالیکه کاربران شهر دیگری بیشتر از نسخه رایگان استفاده کنند.
فرض کنید اپلیکیشن شما یک اپ فروشگاهی است و دادههای جغرافیایی نشان میدهند که بیشترین خریدها از یک شهر خاص انجام میشود. در این صورت میتوانید تبلیغات خود را در آن منطقه افزایش دهید یا حتی پیشنهادهای ویژهای برای کاربران آن شهر در نظر بگیرید.
همچنین اگر متوجه شدید که کاربران شما از کشورهای مختلفی هستند، بهتر است چندزبانه بودن اپلیکیشن را در نظر بگیرید. شاید اضافه کردن زبانهای دیگر به اپلیکیشن، نرخ تعامل و خرید را افزایش دهد. دانستن موقعیت کاربران به شما کمک میکند تا تصمیمات بازاریابی دقیقتری بگیرید و کمپینهای تبلیغاتی خود را هدفمندتر کنید.
جمعیتشناسی (Demographics)
اینکه چه کسانی از اپلیکیشن شما استفاده میکنند، تأثیر زیادی روی استراتژی بازاریابی و توسعه محصول شما دارد. شاید در ابتدا تصور کنید مخاطبان شما جوانان ۱۸ تا ۲۵ ساله هستند، اما بعد از مدتی متوجه شوید که بیشترین کاربران شما افراد ۳۰ تا ۴۰ سالهاند. این اطلاعات کمک میکند تا محتوای تبلیغاتی، طراحی رابط کاربری و حتی ویژگیهای اپلیکیشن را متناسب با کاربران واقعی خود تنظیم کنید.
مثلا فرض کنید اپلیکیشن شما یک برنامه تناسب اندام است و در ابتدا فکر میکردید که بیشتر کاربران شما ورزشکاران حرفهای هستند. اما پس از بررسی دادههای جمعیتشناسی، متوجه میشوید که اکثر کاربران، افراد تازهکاری هستند که میخواهند کاهش وزن داشته باشند. در این صورت میتوانید محتوای آموزشی مبتدی بیشتری به اپلیکیشن اضافه کرده یا کمپینهای تبلیغاتی را روی این گروه متمرکز کنید.
شاخصهای رفتاری (Behavioral Metrics)
درک رفتار کاربران میتواند به شما کمک کند تا مسیری که کاربران در اپلیکیشن طی میکنند، نحوه تعاملشان با بخشهای مختلف و علتهای احتمالی ترک اپلیکیشن را بفهمید. این شاخص کلیدی عملکرد شامل بررسی مواردی مانند مدتزمان استفاده از اپلیکیشن، دفعات بازدید، قسمتهایی که بیشترین تعامل را دارند و اقداماتی که کاربر انجام میدهد (مثل خرید، ثبتنام یا به اشتراکگذاری محتوا) است.
مثلا فرض کنید یک اپلیکیشن خرید آنلاین دارید و متوجه میشوید که کاربران زیادی محصولات را به سبد خرید اضافه میکنند اما خرید نهایی را انجام نمیدهند. این موضوع میتواند نشان دهد که مشکلی در فرایند پرداخت یا هزینههای اضافی (مثلاً هزینه ارسال) وجود دارد که باعث میشود کاربران از خرید منصرف شوند.
از نوتیفیکیشنها نیز کمک بگیرید
همچنین اگر کاربران بعد از چند روز استفاده، دیگر به اپلیکیشن برنمیگردند، ممکن است نیاز باشد نوتیفیکیشنهای یادآوری ارسال کرده یا ویژگیهایی اضافه کنید که باعث افزایش تعامل کاربران شود. درک این رفتارها باعث میشود استراتژیهای بازاریابی و طراحی تجربه کاربری خود را بهینه کنید و کاربران را بیشتر درگیر اپلیکیشن نگه دارید.
چطور تشخیص دهیم کدام KPI اپلیکیشن مناسب ماست؟

ارزیابی اپلیکیشن موبایل با تیم تبلیغات بازار
انتخاب KPIهای درست کاملاً به نوع اپلیکیشن و اهداف شما بستگی دارد. قبل از هر چیز، نگاهی دقیق به مدل کسبوکار اپلیکیشن خود بیندازید. آیا اپلیکیشن شما دارای پرداخت درونبرنامهای است؟ آیا از طریق تبلیغات درآمد کسب میکنید؟ یا شاید هم فروش اشتراک دارید؟ پاسخ به این سوالها میتواند مسیر انتخاب شاخص کلیدی عملکرد مناسب را برای شما مشخص کند.
در مرحله بعد، باید اهداف کوتاهمدت و بلندمدت خود را تعیین کنید. آیا قصد دارید در چند ماه آینده اپلیکیشن خود را به بازار معرفی کنید و تعداد نصبها را افزایش دهید؟ یا شاید میخواهید مشکلات تجربه کاربری را برطرف کنید تا نرخ نگهداشت کاربر بالا برود؟ شاید هم تمرکز شما روی تعامل بیشتر با کاربران فعلی و تبدیل آنها به مشتریان وفادار است؟ هر کدام از این اهداف، شما را به سمت انتخاب KPIهای متفاوتی هدایت میکند.
اگر یک شرکت توسعه اپلیکیشن دارید، میتوانید همزمان چندین KPI مختلف را برای تیمهای مارکتینگ، طراحی UX، توسعهدهندگان و تیم پشتیبانی تعریف کنید. این کار باعث میشود پیشرفت اپلیکیشن را از زوایای مختلف بررسی کنید و یک استراتژی چندجانبه برای بهبود عملکرد اپلیکیشن خود داشته باشید. اگر هنوز هم برای انتخاب بهترین KPIها برای اپلیکیشن خود شک دارید، پیشنهاد میکنیم فرم مشاوره رایگان با کارشناسان بازار را پر کنید تا بهترین مسیر را برای رشد و موفقیت اپلیکیشن خود پیدا کنید.
منبع: appsflyer.com